« June 2009 | Main | August 2009 »

July 03, 2009

miss_you.jpg

عجب ماه خسته کننده ای بود... خدا رو شکر فعلا که تقریبا یه کم آروم شده (با موفقیتش رو نمی دونم) حالا تا دوباره در مورد پروژه ی کامپایلر یه صحبتی بشه. فعلا که هیچ کدوم از بچه ها از ترس اینکه تی ای یادش بیفته که باید پروژه رو تعریف کنه ادامه شو، صداش در نمیاد که ببنیم چی قراره بشه :))
خیلی ترم سختی بود. واقعا خسته شدم. به طوری که دو روز پیش که پروژه ی شبکه (از راه دور) تحویل داده شد (و به اندازه ی 10 سال پیر شدم سرش ) با اینکه خیلی دلم می خواست بیام آپدیت کنم اما حتی نمی تونستم فکر کنم که چی باید بنویسم.
خدا رو شکر کمرم هم تا سر امتحانا بهتر شد و تونستم برم امتحانا رو بدم. خیلی نگران بودم که نتونم.
الانم فعلا در مسافرت به سر می برم و سعی داره می شه که بهم خوش بگذره اما ته دلم یه جوریه...

Long Goodbyes
Camel

Down by the lake
a warm afternoon -
breezes carry children's balloons.
Once upon a time,
not long ago,
she lived in a house by the grove.
And she recalls the day,
when she left home...


Long good-byes,
make me so sad.
I have to leave right now.
And though I hate to go,
I know it's for the better.
Long good-byes,
make me so sad.
Forgive my leaving now.
You know I'll miss you so
and days we spent together.


Long in the day
moon on the rise -
she sighs with a smile in her eyes.
In the park,
it's late afterall,
she sits and stares at the wall.
And she recalls the day,
when she left home...


(repeat chorus)

Posted by goli at 07:43 AM | Comments (3)