« January 2009 | Main | March 2009 »
February 23, 2009

1. یه مسابقه هست که تلویزیون نشون می ده، من یه 2-3 بار اتفاقی نگاه کردم. اسمش هم دقیق یادم نیست (اما یادمه یه عدد بود) بعد توی این مسابقه یه عالمه آدم رو از یه جا آوردن مثلا از یه سازمانی جایی که قراره به سوالا جواب بدن همه. چند نفر هم به عنوان مسابقه دهنده ی اصلی جلو می ایستن و که بعد از اون یه عالمه آدم، جواب می دن. بعد حالا قانون اینای خودش رو داره که تا 3 بار می تونن اون مسابقه دهنده های اصلی از اون یه عالمه آدم کمک بگیرن. بعد چیزی که خیلی جالبه اینه که مثلا اینا همه شون توی سازمان ها یا ادارات کار می کنن، این بازیکن های اصلی (اونایی که من دیدم) همه شون خودشون رو مثلا مدیر فلان قسمت یه سازمان مهم معرفی کردن، می گن دکترا و فوق لیسانس دارن و اینا. بعد مثلا اون برنامه ای که من دیدم از آقاهه که با افتخار هم می گفت دکترا داره پرسید "شعر ای نام تو بهترین سر آغاز از کیست؟" بعد اولش که نتونست جواب بده گفت می خواد از فرصت اینکه از بقیه کمک بگیره استفاده کنه. بعد از 2 نفر از اون یه عالمه رندوم پرسیدن، بعد خیلیییی خوب بود! یکیشون گفت از حافظه !!!!! خود آقاهه هم آخرش با کلی شک و تردید شانسی زد نظامی بعدم که درست درومد همچین کله تکون داد و تعظیم کرد که نگو. یا مثلا چندین تا سوال خیلی خیلی ابتدایی رو بلد نبودن یا از اون یه عالمه آدم مثلا یه دفعه می دیدی 60 نفر به یه سوال ساده که اگر موقعی که مدرسه می رفتن فقط چشمشون بهش خورده بود بلد بودن اشتباه جواب می دادن!
این ماهاییم که جامعه رو تشکیل می دیم و اداره می کنیم. وقتی خیلی هامون حتی اطلاعات ساده رو هم بلد نیستیم چطور انتظار داریم همه چی مرتب و منظم پیش بره؟
2. خدای من چقدر حکمت هات پیچیده ست...
گاهی فکر می کنم کاش به جز امام زمان، چند نفر دیگه رو هم به عنوان راهنما رزرو نگه می داشتی...
کاش می شد مستقیم باهامون حرف می زدی...
Posted by goli at 11:46 AM | Comments (2)
February 09, 2009

وااایی ! یکی جلوی این زمان رو بگیییرههه!!
به همین سادگی 2 هفته از ترم گذشته و من هنوز هیچ حسی ندارم که ترم شروع شده و باید درس خوند!! و به همین سادگی یه ماه دیگه عیده و من تازه دیروز فهمیدم که نزدیک عید شدیم! به همین سادگی یک سال داره تموم می شه...
این ترم خیلی ترم قشنگیه. به اندازه ی کافی که تعطیلی بینش هست بعد از اون ورم ترم وسط خرداد تموم می شه در حالی که همیشه آخرای تیر تموم می شد (نمی دونم چرا). استادا هم که در حالت عادیش وقت همیشه کم میارن دیگه این ترم معرکه می شه. از الان کلاس فوق العاده ها داره غوغا می کنه. حالا تو این وضعیت دیروز خیلی قشنگ تقریبا یه ساعت دانشکده برق نداشت، بعد چون بیشتر استادا معلوماتشون روی اسلاید ها پیاده شده و بدون power point نمی تونن درس بدن و در ضمن بعضی از کلاس ها هم در ظلمات محض فرو رفته بود، در نتیجه همه چی در هوا معلق مونده بود تا برقا بیاد.
اون موقع که مدرسه می رفتیم سیلابس هر درس رو آموزش پرورش تعیین می کرد در نتیجه همه ی مدرسه ها موظف بودن هر طوری شده همه ی درسا رو حداقل تا اون حدی که تعیین شده درس بدن. حالا من نمی دونم الان اگه وقت نشه یعنی همه چیز رو درس نمی دن؟ چون مشاهده که شده در بعضی از کلاس ها مثلا یه استاد می گه من دیگه این فصل رو درس نمی دم اما برای ارشد اگه خواستید کنکور بدید بخونیدش. حالا که انقدر وقت کمه بعید نیست بیان بگن مثلا بچه ها من دیگه درس شبکه رو درس نمی دم اما اگه خواستید کنکور بدید بخونیدش.
چه قِشَنگ... D:
یه چندین هفته هم هست دارم می رم جمعه ها اسکی :) بسی عالی بوده تا حالا. البته تا هفته ی پیش دیگه داشتیم نا امید می شدیم که برف به آخر بهمن بکشه از بس کم بود. دیگه علنا وقتی پیست رو نگاه می کردی به جای رنگ سفید برف، همه جا رنگ قهوه ای سنگا بود. اما در این هفته ی اخیر خدا رو شکر یه کم برف اومد. البته باز هم جمعه که رفتیم سنگ بود اما باز نا امید کننده نبود.
من یه کم البته دچار دوگانگی شخصیت شدم. قبلنا هر زمستون کلی دعا می کردم که برف بیاد و هر وقت هوا ابر هم می شد ذوق می کردم اما الان نمی دونم اخر خوشحال شم یا ناراحت. چون هر بار که برف یا بارون میاد از اون ور اسب سواریم کنسل می شه. تنها راه حلی که پیدا کردم اینه که دعا کنم که رو کوه ها برف بیاد اما اینجا آفتاب باشه :)) انقدر هم تو اسب سواری خفن شدم. دیگه کلی هم می پرم. (البته با اسب ها :)) )
پ.ن. خیلییی این آهنگ رو دوست دارم.
Oridinary Miracle
Sarah McLachlan
It’s not that usual when everything is beautiful
It’s just another ordinary miracle today
The sky knows when its time to snow
You don’t need to teach a seed to grow
It’s just another ordinary miracle today
Life is like a gift they say
Wrapped up for you everyday
Open up and find a way
To give some of your own
Isn’t it remarkable?
Like every time a raindrop falls
It’s just another ordinary miracle today
Birds in winter have their fling
And always make it home by spring
It’s just another ordinary miracle today
When you wake up everyday
Please don’t throw your dreams away
Hold them close to your heart
Cause we are all a part
Of the ordinary miracle
Ordinary miracle
Do you want to see a miracle?
Its seems so exceptional
Things just work out after all
It’s just another ordinary miracle today
The sun comes up and shines so bright
It disappears again at night
It’s just another ordinary miracle today
It’s just another ordinary miracle today
Posted by goli at 08:14 AM | Comments (4)