« November 2008 | Main | January 2009 »

December 17, 2008

از هر دری سخنی

smallness.jpg

سلام سلام

1.به به اینم از اولین برف زمستانی. که هنوز نیومده و ننشسته همه جوگیر شدن به هم گره خوردن تو خیابون! عجب برف قشنگی بود وقتی میومد.
به نظر من شخصیت برف مثل یه آدم مغرور و با اعتماد به نفسه، که کمی هم خودش رو می گیره D:

2.من دیروز توی دانشگاه یه پست طولانی نوشتم و داشتم دنبال آهنگ و عکس مناسب می گشتم که اینترنت دانشگاه هم یه دفعه قاطی کرد مثل همین اینترنت ذغالی ها شد ، منم از خیرش گذشتم. بعد دیگه نمی شه اونو امروز پابلیش کرد چون دیگه داغ نیست به درد امروز نمی خوره.
ما بالاخره امروز امتحانای میان ترممون به سلامتی تمومید ( البته بگذریم که توی دی دوباره امتحان میان ترم دوم مدار 2 دارم (آخه دو تا امتحان میان ترم داره)) و الان به شدت شادانم چون فردا از 7 دولت آزادم و می خوام ماکسیمم استفاده رو بکنم.
دیروز هم یه امتحان داشتیم، بعد فکرش رو بکن آدم کله ی سحر پاشه، تازه دوتا امتحان هم پشت سر هم داشته باشه (امتحان امروز و دیروز) بعد کلی پدرش هم درومده باشه که این دو تا رو هر دوش رو بتونه بخونه و اینا، بعد بره سر جلسه هر چی بشینه استادش تشریف نیاره!!!!! این دیگه نوبرش بود. اگه می دونستم می نشستم برای امتحان امروز خوب تر می خوندم. فکر نمی کنم اگه اوضاع احوال دانشگاه انقدر بی برنامه نبود و یه رئیس درست حسابی می داشت یه دونه از این اتفاقا می افتاد! خلاصه اینکه دیروز کلی حرص خوردم .
چی بگم والا... انقدر شاکی و در عین حال افکارم در هم برهمه که...
دوستم از ماجراهایی که بعد از یه تصادف براش پیش اومده بود برام تعریف می کرد که من دهنم باز مونده بود که یعنی ممکنه همه ی ارزش ها و انسانیت و عدالت و وجدان انقدر راحت زیر پا گذاشته بشه؟؟

3.یه چیزی خیلی ذهنم رو مشغول کرده و تا حدی نگران! از کجا می شه اطرافیان رو شناخت؟؟ داره کم کم اعتماد کردن برام مفهوم پیچیده تری پیدا می کنه. و هر چی می گذره بیشتر متوجه سادگی خودم می شم. چه طوری آدم می تونه این قابلیت رو پیدا کنه که تشخیص بده هر کس چه جور آدمیه؟؟؟ من حتی نمی تونم علائم و نشانه ها رو درست تحلیل کنم و حتی با دیدن رفتار نادرست دیگران باز هم می گم حتما دلیلی داشته. برام خیلی ثقیله که یه نفر درونش بد باشه، از روی حسادت یا انتقام و یا دلایل دیگه به کس دیگه آسیب برسونه یا اینکه کارهایی بکنه که برای من هیچ نوع تعریفی نداره!
نمی دونم حسی که برام به وجود اومده رو چه جوری توصیف کنم. نمی شه گفت ناامیدی. چون ناامیدی به این معنیه که زندگی رو بذاری کنار یا حتی به معنی شکسته. ترس هم نیست چون ترس همیشه همراهته...
هر چی که هست باعث می شه حس کنم یه کودکم.

با وجود این، با وجود اینکه حتی ممکنه ما آدما سعی کنیم دنیا رو ضایع کنیم، باز هم هرروز صبح که پا می شم، حس می کنم چه قدر زندگی قشنگه. خدایا چقدر توانایی که این همه زیبایی آفریدی که هیچ چیز قادر به خراب کردنش نیست...

What a Wonderful World
Louis Armstrong

I see trees of green........ red roses too
I see em bloom..... for me and for you
And I think to myself.... what a wonderful world.

I see skies of blue..... clouds of white
Bright blessed days....dark sacred nights
And I think to myself .....what a wonderful world.

The colors of a rainbow.....so pretty ..in the sky
Are also on the faces.....of people ..going by
I see friends shaking hands.....sayin.. how do you do
Theyre really sayin......i love you.

I hear babies cry...... I watch them grow
Theyll learn much more.....than Ill never know
And I think to myself .....what a wonderful world

(instrumental break)

The colors of a rainbow.....so pretty ..in the sky
Are there on the faces.....of people ..going by
I see friends shaking hands.....sayin.. how do you do
Theyre really sayin...*spoken*(I ....love....you).

I hear babies cry...... I watch them grow
*spoken*(you know their gonna learn
A whole lot more than Ill never know)
And I think to myself .....what a wonderful world
Yes I think to myself .......what a wonderful world.

4.راستی یه کتاب جدید هم خوندم. اسمش بود دختر پرتقالی. من عاشق نویسنده ش ام. اسم نویسنده ش هست "یاستین گاردر". البته من دقیق نمی دونم تلفظ اسمش چیه هر کس هم یه جور ترجمه ش می کنه. خیلی کتاب هاش رو دوست دارم.

5. راستییییی کارتون ماداگاسکار 2 هم اومده. البته هنوز رو پرده ی سینماست. به نظر خیلیییی باحال میاد! ماداگاسکار 1 رو حتما توصیه می کنم ببنید. البته زبان اصلیش رو ها! همون قدر که زبان اصلیش رو توصیه می کنم، از دوبله ش بیزارم. یعنی وقتی من اول دوبله ش رو دیدم گفتم وا این چه کارتونیه ولی وقتی واقعیش رو دیدم اصلا قابل مقایسه نبود! لهجه های اصلی ای که روی شخصیت ها هست (مخصوصا کینگ جولین) فوق العاده ست!

پ.ن. عجب پستی شد!

پ.ن2:راستیی، اینم بگم برم! گفته بودم گوشیم تو تاکسی جا مونده بود و اینا. بعد از یه ماه پیدااااا شد \:D/
آقای تاکسی پیداش کرده بود، خدا عمر و سعادت و نیکبختی بهش بده شماره خونه رو پیدا کرده بود از روش آورد برام :)
من که حسابی ناامید شده بودم از پیدا شدنش! چند روز پیش از اینکه پیدا شه داشتم فکر می کردم آخی گوشی بیچاره ی من الان زیر صندلی تاکسی افتاده، هیچکی پیداش نمی کنه،بعد انقدر اونجا می مونه تا تاکسی ه عمرش به سر می رسه ،می برنش قبرستان ماشین ها یه دونه از این پرس ها که توی کارتونا هست از اون بالا میاد له ش می کنه!

Posted by goli at 12:37 AM | Comments (6)