« | Main | به کجا می ریم آخر؟؟؟ »

September 14, 2008

بعدا نوشت: خودم الان که نشستم دوباره این پستم رو خوندم دیدم خداییش چقدر جمله هام ناظریف و غیر خانومانه بود!!!!

می دونی الان چه حسی دارم؟ الان قشنگ حس می کنم جای تمام اعضای درونی بدنم با هم عوض شده. قلبم اومده جای روده ی کوچیک و ریه هام اومده جای قلبم. روده مم اومده جای ریه!!

امروز خیلی قشنگ توی اسب سواری وقتی داشتم 4 نعل تمرین می کردم کنترل رو از دست دادم اسبمم انقدر جو گیر بود که همین طور سرعتش بیشتر شد که دیگه تقریبا داشت می رفت هوا. حالا منم در حالی که خودمم دارم می رم هوا از هیجان و ترس و اینا هی سعی می کردم دست جلوم رو درست بگیرم که سرعتش رو کم کنم اما نیروی گریز از مرکز (همونی که توی دبیرستان ما رو کشتند که یه همچین نیرویی وجود نداره) منو به پرواز در آورد و یک سقوط آزاد حسابی کردم. یکی دو بار اون اولا زمین خورده بودم اما خیلی سوسولی و آروم بود. این ولی خیلی دردناک بود. حالا امیدوارم معلمم شاکی نشه دوباره از این اسب باقالی ها بده (یه چیزی تو مایه های کره خرن). یه 4-5 جلسه بود تونسته بودم راضی ش کنم اسب هیکلی واقعی بهم می داد...
خلاصه کلی هیجان انگیز بود...

پ.ن. اما خداییش توی ماه رمضون اسب سواری پدر آدم رو در میاره. یک ساعت اول آدم تقریبا حس می کنه داره از تشنگی تلف می شه!

Posted by goli at September 14, 2008 12:23 PM

Comments

koli bloget bamaze bood!!! (albate na zamin khordane shoma :D, tarze nevashtanesho migam )

Posted by: AminZ at September 14, 2008 09:19 PM

عجب خدا رحمی کرده پس!
سعی کن بیشتر مواظب باشی...

Posted by: Ali at September 14, 2008 11:41 PM

bah bah
Bah bah
Ahsant
Bahsant!
Bahsant!

Posted by: Amirmassoud at September 15, 2008 12:53 AM