« | Main | »

May 18, 2008

going.jpg

خب بعد از کلیییی وقت اومدم که آپدیت کنم. دلایل مختلفی در دست هست که چرا اینجا تارعنکبوت بسته...
گاهی حرف نزدن به معنی این نیست که حرفی نداری، گاهی نمی تونی احساست رو بیان کنی... یه احساسی تو دلم دارم که مانع از حرف زدن می شه...
اتفاقات عادی و روزمره که زیاد هست! امتحانای میان ترم که تازه تمومیده و تا یکی دو هفته دیگه پایان ترم ها شروع میشه. یکی دو تا درسم رو باید حسابی تمرین حل کنم تا به یه جایی برسن. کلی ام سر خودمو شلوغ کردم و به شدت درگیرم و در نتیجه حتی وقت ندارم درست بیام تو اینترنت. چند تا کار جدید شروع کرده بودم که دارم به جاهای خوب خوب می رسم. یکیش رو از بچگی دلم می خواست برای همین خیلی خوشحالم. یه عالمه هم برنامه برای تابستون دارم.
حس می کنم تا می تونم باید چیز یاد بگیرم. حس می کنم اگه نجنبم دیر میشه.
اما با وجود کارایی که می کنم، و در اثنایی که دارم سعی می کنم پیشرفت کنم ، چیزی روی قلبم سنگینی می کنه و هیچ کس قادر به درکش نیست. حرفایی هست که جای گفتنش نیست... این احساس باعث می شه نتونم فعلا خیلی بنویسم. می تونم بیام از کارای روزمره بگم اما حس می کنم کمی شاید خسته کننده باشه... یا حس میکنم اگه زیاد بیام بگم فلان کار رو می کنم، برداشت بر خودنمایی بشه...
برای همین شاید یه مدت کمتر آپدیت کنم. انقدر که یه کم سر و سامان بگیرم . به هر حال اونقدر خواننده هم ندارم که از دست بدم :))
وقتی برگشتم شاید اومدم و کارایی که دارم می کنم کلی هیجان انگیزن رو گفتم D:





DownPour
BackStreet Boys


I been walking around
Inside a haze
Between the lines of reason
Hiding from the ghost
Of yesterday
Feels like I'm barely breathing

[Chorus:]
I-I wanna feel the rain again
I-I wanna feel the water on my skin<
And let it all just wash away
In a downpour
I wanna feel the rain
Na na na na
Feel the rain
Na na na na

I've been losin days
The shades pulled down
I still can't face the sun

But I-I'm goin crazy
I can't stay here
I've gone completely numb

[Repeat Chorus]

Oh no
I thought you were the only one girl
But now I think I was wrong
Cause life goes on
Na na na na na...

I've been walking around inside a haze

Oh I...

[Repeat Chorus]

In a downpour feel the rain
Feel the rain

I wanna feel the rain


Posted by goli at May 18, 2008 02:30 PM

Comments

خوش به حالتون که میان ترماتون تموم شده ! ماله ما هنوز مونده . شما هر چی بنویسی ما دوست داریم . پس هر چه می خواهد دل تنگت بگو !!!

Posted by: نیلوفر at May 19, 2008 02:39 PM

harfe dele adam ooniye ke Azad az har mahdoodiati mige...

Posted by: AminZ at May 22, 2008 01:24 AM

سلام
چقدر این عکسی که گذاشتی یه جور خوبی منو میترسونه ....
و اینکه علیرغم ترس از ارتفاع چقدر دلم خواست جای آدم توی این عکس باشم ....

Posted by: laleh at May 24, 2008 08:16 AM

ahangi ke gozashte boodio kheili kheili doos dashtam
neveshtehatam doos daram azizam:x

Posted by: neda at May 28, 2008 01:55 AM

ye nokteyi ke baqie nagoftan in bud ke khanande ham ziad dari!!!
Yani chi ke ziad nistan!

Posted by: Amirmassoud at May 31, 2008 09:39 PM

سلام. زمین زیباست آسمان زیباست و روحی که زیبا باشد ابنها را می بیند و روح زنگار گرفته نابیناست.. روح زیبایی داری. آن آبی ارغوانی را سپاس

Posted by: حاجی at June 4, 2008 11:57 AM

QthAIc nsajmnnjbzkz, [url=http://bsmulzgawhif.com/]bsmulzgawhif[/url], [link=http://fafgaexefpvs.com/]fafgaexefpvs[/link], http://odkzdljhytnv.com/

Posted by: cztsngoph at August 25, 2008 11:40 PM

Post a comment





Remember Me?