« January 2008 | Main | March 2008 »
February 15, 2008

خب من برگشتم :)
و حسابی آماده ام برای شروع یه ترم جدید...
میدونی خوبه آدم گاهی اوقات از زندگی اش دور شه و از بیرون به زندگی اش نگاه کنه...بهتر می تونه فکر کنه... و بهتر می تونه برنامه ریزی کنه تا بتونه از زمان عقب نمونه...
امیدوارم این ترم که تموم شد با سرافرازی تمام نگاه کنم...
پ.ن. دیروز بالاخره رفتم اسکییییییی :)
Posted by goli at 04:43 PM | Comments (3)
February 07, 2008

عجب هواي فوق العاده ايه اينجااااا... البته همه با من هم عقيده نيستند هااا :)
من كه خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي دوست دارم. البته يه كم شايد اگه در جهت مخالف باد بايستي سرد باشه (در واقع باد مي بردت) اما خيلي كيف مي ده وقتي برف و باد به صورتت ميخوره!!
توي عكس ها ولي اوج طوفان مشخص نيست!!!

اين عكس رو با فلش كه گرفتم به جاي مناظر فقط دونه هاي برف افتاد!
پ.ن: اين عكس رو هم مي خواستم تو پست قبل بذارم اما يادم رفت :)

پ.ن2: متاسفانه فوتوشاپ اينجا ندارم وگرنه نور عكس ها رو حداقل درست مي كردم!
Posted by goli at 05:04 AM | Comments (4)
February 06, 2008

من فعلا در حالت بخور و بخواب به سر مي برم. فکر ميکنم بعد از مسافرت به يک توپ تبديل شده باشم ! هر روز ميگم من از فردا ديگه زياد نميخورم اما نميدونم چرا اون فرداهه از راه نميرسه! :))
اين چند روز منتظر بودم چند تا عكس خوب بگيرم بعد اپديت کنم اما نميدونم چرا هر بار بيرون ميرفتيم تنها چيزي که يادم مي رفت با خودم ببرم دوربينم بود! من واقعاً از منظره هاي اينجا خوشم مياد و همينطور هم از معماريه خونه هاش ! و با اينکه همه ميگن هوا خيلي خيلي سرده اما من به شدت لذت مي برم ...
كلي كار دلم مي خواد اينجا بكنم اما چشمم آب نمي خوره بشه... هم دلم ميخواد برم پاتيناژ هم اينكه يه بار ديگه برم آبشار نياگارا رو ببينم آخه دفعه ي قبل حتي سوار قايق هاش هم نشديم... اما فكر نميكنم كسي همراهيم كنه :(
حس ميکنم نوع ديدم نسبت به همه چيز به نسبت دفعه هاي قبل خيلي فرق کرده... به چيزهاي خيلي متفاوت تري توجه ميکنم ... اينا يعني بزرگ شدم؟
من جاي مورد علاقه م رو هم کشفيدم! من عاشق كتاب فروشي " chapters" شدم! ميتونم ساعتها توش باشم بدون اينکه خسته شم! محيط گرمش که با يه آهنگ قشنگ گرمتر هم شده آدم رو جذب ميکنه که بشينه و ساعتها کتابهارو نگاه کنه و بخونه ...
2 تا چيز هم توجهم رو خيلي جلب کرد. يکي نوع کتابهاي قسمت کامپيوترش بود! به نظر من خيلي مسخره س که مثلا آدم بخواد بخاطر اينکه کار با ايپاد رو ياد بگيره بره يه کتاب 30 دلاري بخره!! نصفه كتاب هاش درمورد کارهاي خيلي ساده بود!!! و يه چيز ديگه نوع کتابهاي قسمت تينيجرها بود!! واقعاً موضوع هاي به درد نخوري داشت! يه جورايي تاسف بر انگيزه که بخواي مغز نوجوون هات رو با اين چيز ها پر کني...
پ.ن: اين يه معجزه ست كه تقريبا با موفقيت تونستم ثبت نام كنم!! به جز يكي از درسهام كه تو انتظاره مشكل ديگه اي ندارم... هورااااا
Posted by goli at 04:32 AM | Comments (0)