« روزمره | Main | »

January 21, 2008

گذشته؟ حال؟ آینده؟

memories.jpg

امروز بعد مدت ها رفتم آرشیو وبلاگ قدیمیم رو خوندم... چقدر زمان زود می گذره... و در مدتی کوتاه چقدر همه چی می تونه فرق کنه!! چقدر آرزو ها داشتم که الان به همه شون رسیدم و حتی فراموش کرده بودم روزی آرزشونو داشتم، چقدر مسائل بودن که برام مهم بودن و براشون زانوی غم بغل می کردم و الان نه تنها اهمیتی ندارن بلکه بهشون می خندم... مدرسه... انتظار برای بزرگ شدن... مدیر... ناظم...
به مرور زمان آدما دونه دونه میرن... و فراموش می شن! در همین 3 سال گذشته 4 تا خبر مرگ تو وبلاگم نوشتم که 3 تاشونو واقعا دوست داشتم... اما رفتن... و به جز گاهی اوقات یادی ازشون نمیشه...
به اطرافم نگاه میکنم و دوستایی رو میبینم که روزی هم بازی بودیم، و الان راههایی کاملا جدا رو طی میکنیم، با شخصیت ها و ارزو ها و هدف هایی کاملا متفاوت...

به خودم نگاه میکنم... فکر میکنم تقریبا موقعیتی رو دارم که 3 سال پیش آرزوشو داشتم! اما اونی نیستم که الان می خوام...
چقدر در گذشته آرزو داشتم آینده رو بدونم... همه ش به پشت پیچ نگاه میکردم و الان می بینمش... کلی تجربه های خوب و بد کسب کردم و تو چاله های جاده افتادم و بیرون اومدم! و هنوز در عجبم پشت پیچ بعدی چیه... و هنوز می گم کاش می دونستم...
ممکنه در دونستن آینده بسوزم اما شاید دلیل خوبی داره که نمی دونیم آینده چی در پیش داره! من خودم به شخصه اگه میدونستم از خیلی تجربه ها دوری میکردم و به الطبع به دستشون نمی آوردم... هرچند گاهی از افتادن تو چاله ها ممکنه زخمی بشی اما بعد مدتی التیام پیدا می کنن... هرچند هنوز بعضی هاش التیام پیدا نکرده و گاهی عذابم میدن اما پشیمون نیستم... می دونم بعد که به پشت پیچ بعدی رسیدم مثل الان که به گذشته می خندم، به الان می خندم ولی در عین حال شاید حواسمو جمع کردم و دوباره تو همون چاله ها نیفتادم...

گیجم... از زمان چه درسی باید یاد بگیرم؟؟ اینکه زمان میگذره چه بخوایم ،چه نخوایم؟ اینکه باید یاد بگیرم جوری زندگی کنم که در آینده از خودم راضی باشم؟

Posted by goli at January 21, 2008 11:08 PM

Comments

ye ki az lezat bakhsh tarin karaye donya moroor kardane neveshte ha ya axaye gozashtas , gaahi adam mikhande be kara ee ke karde ya chizaee ke barash mohem boode , gahi adam khejalat mikeshe , gahi ehsaase ghoroor
Yeki az chiza ee ke too sakhtarin moshkelat komakam mikone haminas , hamishe ba khodam migam yadet bashe vaghti chand vaghte dige barmigardio in moshkelo mibini va narahatito hatman bekhodet mikhandi ke chera enghad bare ye hamchin chize saade ee narahat boodi...
(che ziad neveshtam , alan hatman hoselat sar rafte :D )

Posted by: AminZ at February 10, 2008 09:33 AM