January 08, 2007
اسکی

بالاخره بعد از 2 سال...
کلی دلم برای برفا، آرامش و ابهت کوه ها،صدای باد که توی گوشت می پیچه و نسیمی که به صورتت میخوره، تنگ شده بود...


امروز انقدر اسکی کردیم دیگه نمیتونم راه برم...اصلا آمادگی بدنی نداشتم! دیگه یکی دو دور آخر حتی درست نمیتونستم به زانوم فشار بیارم! مخصوصا که به خاطر سیژ جدیدی که زدن(البته جدید نیست خیلی، پارسال زدن اما من خب امسال دیدمش) دیگه اصلا صف نداریم و مجبور نیستی هر دفعه یک ساعت و نیم توی صف بایستی! برای همین خیلی بیشتر از همیشه فرصت اسکی داشتی!
هوا هم که خیلی خوب بود! اما حدودای ساعت 2 اونقدر سرد شد که سوزش تا مغز استخونات نفوذ میکرد!
خلاصه...خیلی خوب بود. اما می دونی بدیش چی بود؟ از یه ساعتی به بعد اونقدر سنگ ها زده بود بیرون که علنا برفی نمونده بود! دیگه تقریبا زیر چوبای بدبختم قلوه کن شد! خداکنه برف بیاد اینجوری نه تنها به آخر زمستون، بلکه به هفته ی دیگه م نمیرسه!
Posted by goli at January 8, 2007 06:52 PM
Comments
آرامشی که برف میده با هیچ چیز دیگه ای قابل مقایسه نیست...
آمادگی بدنی هم بعد از اینکه 2-3 بار دیگه رفتی اسکی به خوبی پیدا میکنی :)
Posted by: Ali at January 8, 2007 10:04 PM
vayyyy che axaaaiiii dige majbooram kardi in jome biam bahatoon;)))!
Posted by: bahar at January 10, 2007 02:09 PM
اول از همه بايد بگم رنگ وبلاگت رو کردی خاکستری، خيلی قشنگ شده! =)
بعد هم بايد بگم که خوش بحالتون که شما توی ایران تونستين يه اسکی برين!
من از سرما زياد خوشم نمياد، اما بدم نبود يه کوچولو برف بود يه کم اسکی بکنيم
و يه ورزشی هم بکنيم :)) امسال اینجا انگار عکس قضيه شد! طرفه ما که بايد کلی هميشه برف بياد و سرد باشه،
هيچی نشد!
Posted by: Melody at January 12, 2007 12:01 AM