« July 2006 | Main | September 2006 »
August 26, 2006
خواهش میکنم...
من نمی تونم....
خواهش میکنم...
Incomplete
Empty spaces fill me up with holes
Distant faces with no place left to go
Without you within me I can’t find no rest
Where I’m going is anybody’s guess
I’ve tried to go on like I never knew you
I’m awake but my world is half asleep
I pray for this heart to be unbroken
But without you all I’m going to be is incomplete
Voices tell me I should carry on
But I am swimming in an ocean all alone
Baby, my baby
It’s written on your face
You still wonder if we made a big mistake
I’ve tried to go on like I never knew you
I’m awake but my world is half asleep
I pray for this heart to be unbroken
But without you all I’m going to be is incomplete
I don’t mean to drag it on, but I can’t seem to let you go
I don’t wanna make you face this world alone
I’ve tried to go on like I never knew you
I’m awake but my world is half asleep
I pray for this heart to be unbroken
But without you all I’m going to be is incomplete
Incomplete...
Posted by goli at 04:13 PM
August 21, 2006

تا حالا این سوال رو از خودت پرسیدی که هرسال وقتی به اندازه ی یه سال بزرگتر شدی چه پارامتر های دیگه ای هم به جز سنت بزرگتر شدن...؟
لازمه که آدم سالی دو بار، یکی موقع عید یکی تولدش، تصمیماتی رو راجع به خودش بگیره...سعی کنه هر سال یه خصوصیاتی رو بیشتر توی خودش پرورش بده و سعی کنه آدم بهتری باشه....
می خوام سعی کنم امسال بیشتر از یه سال بزرگ تر شم...
الهی، به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب، که می توانی!
الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم. گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم...
الهی، عاجز و سرگردانم... نه آن چه دارم دانم نه آنچه دانم دارم...
الهی، اگر تو مرا خواستی، من آن خواستم که تو خواستی.
الهی، به بهشت و حور چه نازم. مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.
الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار. الهی حجاب ها را از راه بردار و ما را به ما مگذار...!
Book of Days
Enya
One day, one night, one moment
My dreams could be tomorrow
One step, one fall, one falter
East or west,
Over earth or by ocean
One way to be my journey
This way could be my
Book of days
No day, no night, no moment
Can hold me back from trying
One flag, one fall, one falter
I'll find my day maybe
Far and away
Far and away
One day, one night one moment
With a dream to be leaving
One step, one fall, one falter
Find a new world across a wide ocean
This way became my journey
This day brings together
Far and away
This day brings together
...Far and away
...Far and away
پ.ن: از امروز وارد 19 شدم...
Posted by goli at 11:30 AM | Comments (4)
August 18, 2006
آستارا - هتل اسپیناس

یه مسافرت دیگه...
این دفعه رفته بودیم آستارا... یه هتل به اسم هتل اسپیناس که درست لب دریاچه ی استیل واقع شده... (نمای بیرونی این هتل تا حدودی شبیه هتل رامسر بود)
اولین چیزی که می شه درموردش گفت اینه که مناظر اطراف واقعا مدهوش کننده بود!!
اما خب امکانات تفریحی کافی اونجا وجود نداشت! و تا حدودی باعث می شد حوصله ات سر بره.همین باعث شده که اصلا مورد توجه واقع نشه. مخصوصا که خیلی از تهران دوره. حدود 7-8 ساعت باید تو ماشین بشینی!
اگه فقط یه ذره به اونجا رسیدگی میشد کلی توریست جذب میشد. اشکال از هتل نبود . اشکال محیط بود.متاسفانه مثل همیشه کمبود یه نیروی قوی برای برنامه ریزی و رسیدگی به محیط حالا چه از نظر تفریحی چه اقتصادی به خوبی احساس می شد. حتی کشاورزی هم داره از بین میره چون هیچ سودی برای کشاورزان هم نداره. هیچ اهمیتی داده نمی شه. و این تا حدودی مایوس کننده و نگران کننده است... این همه امکانات طبیعی داریم که به راحتی می شه ازشون استفاده کرد اما...
حالا از ایناش که بگذریم بازم میگم مناظر واقعا فوق العاده بود. هر نوع موجودی که بخوای توی این دریاچه زندگی میکرد. متاسفانه به دلیل بارندگی کم این مدت آب دریاچه به شدت کم شده بود. ما با چند تا قایق پدالی که اونجا بود رفتیم وسطش تا از نزدیک با موجوداتش ملاقات کنیم که دائما گیر میکردیم . چون یه دفعه عمق کم میشد! پر از مار هم بود!!! مارها یکی از موجوداتین که من هیچ وقت نتونستم دوستشون داشته باشم و اصلا علاقه ای به نزدیک شدن بهشون ندارم. با این حال همیشه مسئولیت عکس و فیلم گرفتن ازشون به عهده ی منه!!! :-s یه فیلم از یکیشون گرفتم که درحال خوردن یه ماهیه!




اینم یکی دیگه از تمرین های من روی گلها...

درکل خوب بود...
Posted by goli at 05:24 PM | Comments (3)
August 13, 2006
یعنی آدم اجازه داره به همه ی چیزایی که میخواد برسه؟ میتونی این انتظار رو داشته باشی یا اینکه این جزو زندگیه که حتی برای امتحان هم که شده اشباع نشی؟ هرچند که انسان انقدر جاه طلبه که هیچ وقت خواسته هاش تموم نمی شه...
Sta Passando Novembre Eros Ramazotti
Posted by goli at 01:09 AM | Comments (2)
August 11, 2006

گاهی اوقات تصمیم گیری اونقدر سخت میشه...اونقدر دودل میشی که با تمام وجود آرزو می کنی کاش از آینده خبر داشی و کاش می دونستی که آیا کار درستیه یا نه!
نمی دونم چی کار باید بکنم ... یه راه خیلی واضح ولی خیلی متوسط دارم و یه راه ریسکی که اگه بشه فوق العاده میشه و اگه نشه اونقدر بد میشه که حسرت راه اول رو خواهم خورد...
نمی دونم چی کار کنم دیگه!دقایق میگذرن و من باید زودتر تصمیم بگیرم... 2 روز دیگه م بیشتر وقت انتخاب ندارم!!
Posted by goli at 08:26 PM | Comments (2)
August 04, 2006

خب مه تا حدودی کنار رفته... دیگه اون دیوار رو خب به هر حال نمی بینم. یه جاده جلومه که می تونه منو به موفقیت برسونه... هر چند که با اون جاده ای که من در آرزوهام ساخته بودم یه مقدار فرق داره اما فکر کنم بتونم درستش کنم تا همونجوری بشه که می خوام...
فکر کنم تا اواساط شهریور که نتایج آخر بعد از انتخاب رشته بیاد مه به طور کامل از بین خواهد رفت...
خیلی خوشحال نیستم...هنوز نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت...
اما به هر حال خدا رو شکر می کنم و ازت متشکرم چون می تونست خیلی بدتر از اینها باشه...
خداحافظ شریف... اما نه تا ابد!
Posted by goli at 07:48 AM | Comments (3)
August 02, 2006

مثل اینکه دوران برزخ رو به پایانه... تا فردا یا پس فردا قراره جوابا بیاد!
حدود هر نیم ساعت یه بار با یاداوری ش قلبم میریزه. درست مثل وقتی که یه پله رو جا میندازی و می خوای پرت شی پایین...
در امید و ناامیدی غوطه ورم... و با اینکه تقریبا رسیدم به آخر آخر این بخش از جاده اما هیچی نمیبینم...هیچی معلوم نیست و باید صبر کرد تا مه از بین بره و معلوم شه آیا هنوز با یه دیوار مسدوده یا اینکه به جاده ی اصلی رسیدم...
سخت ترین قسمت اینه که نمیتونم به این سوالم جواب قطعی بدم...من سعی م رو کردم ؟مطمئنم همه ش بود؟
Posted by goli at 04:05 PM | Comments (2)