August 02, 2006

مثل اینکه دوران برزخ رو به پایانه... تا فردا یا پس فردا قراره جوابا بیاد!
حدود هر نیم ساعت یه بار با یاداوری ش قلبم میریزه. درست مثل وقتی که یه پله رو جا میندازی و می خوای پرت شی پایین...
در امید و ناامیدی غوطه ورم... و با اینکه تقریبا رسیدم به آخر آخر این بخش از جاده اما هیچی نمیبینم...هیچی معلوم نیست و باید صبر کرد تا مه از بین بره و معلوم شه آیا هنوز با یه دیوار مسدوده یا اینکه به جاده ی اصلی رسیدم...
سخت ترین قسمت اینه که نمیتونم به این سوالم جواب قطعی بدم...من سعی م رو کردم ؟مطمئنم همه ش بود؟
Posted by goli at August 2, 2006 04:05 PM
Comments
میدونی کی دل ادم می سوزه ؟
اونوقتی که میبینی که اگر یه سوال بیشتر جواب داده بودی قبول شده بودی یا اینکه یه جای بهتر قبول شده بودی ... معمولا ادمایی که خیلی تلاش کردن یا اصلا تلاش نکردن اخر جاده کاملا براشون مشخصه اما ادمایی که اون وسطا هستن بزرخی ترین هستن .
اگه یه دور بیشتر خونده بودم ؟!
اگر یه هفته بیشتر میخوندم ؟
اگر روزی یه ساعت بیشتر می خوندم ؟
اگر اون دفعه به جای اینکه برم گردش درس میخوندم ؟
اگر ...
اگر ...
اون وقته که
این در این یه مورد صادق نیستا در همه کارا همینجوریه .
حرفهایمان هنوز نا تمام است
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عظیمت تو ناگریز می شود
ناگهان چقدر زود دیر می شود
---------------------------------------------
حتی اونایی هم که خیلی خیلی خیلی خیلی تلاش کردن هم نمیتونن بگن آخر جاده شون چیه...
Posted by: amin at August 2, 2006 07:22 PM
dige to chera negarani? taze ba oon moshkel ke barat pish oomad har cheghadram ke bad beshi az 2-3000 ke badtar nemishi! age bad beshi pas ma chi bayad begim!
-----------------------------------------
من برای بیشتر از 2-3000 سعی کردم... با این چیزا کار من راه نمیفته! :))
Posted by: negar at August 2, 2006 08:07 PM