July 01, 2006

هر چی که بود تموم شد...
هیچ ایده ای ندارم چطور شد! باز هم با یه اشتباه نزدیک بود همه چیز رو خراب کنم...
اول که پاسخ نامه م رو دادم اونقدر از خودم نا امید شده بودم که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و زدم زیر گریه... چون احساس میکردم همه چیز رو با یه اشتباه خراب کردم در حالی که من بیشتر از اینا می تونستم...
اما الان که عاقلانه تر و با اعصاب آروم بهش نگاه میکنم میبینم هنوز می تونم امیدوار باشم و با اینکه نزدیک بود همه چیز خراب شه هنوز هم نمیشه گفت چی میشه...و فقط میتونم در این یک ماه دعا کنم...
پ.ن: شاید در پست های بعدی اشتباه وحشتناکم رو تعریف کنم اما الآن حتی نمیخوام بهش فکر کنم... وحشتناک ترین نیم ساعت عمرم بود...
پ.ن 2 : سلام تابستون...
--------------------------------------------------
هاهاها....کی فکرش رو می کرد برزیل حذف شه! چقدر ضایع شدن! :))
Posted by goli at July 1, 2006 09:24 PM
Comments
همیشه اشتباهات هستند که زندگی رو میسازند.
فقط کافیه که از اونا درس بگیری...
مهم اینه که کلی تلاش کردی و مطمئن هستم که نتیجه میگیری:)
Posted by: علی at July 2, 2006 09:56 AM
آخي اميدوارم كه امتحانتو خوب داده باشي نگران نباش
Posted by: neda at July 2, 2006 04:29 PM
man barat doa mikonam
Posted by: sara at July 6, 2006 11:44 AM